ما به عنوان والدین، اغلب زمان بازی را بیش از حد پیچیده میکنیم. فکر میکنیم باید فعالیتهای ساختاریافته ای را برنامهریزی کنیم، برای خرید اسباب بازی آن هم از نوع جدیدترینش هزینه کنیم یا حتی اسباببازیهای آموزشی بخریم و کاردستیهای شبیه به آنهایی که در پینترست می بینیم درست کنیم.
اما حقیقت این است – بچهها به چیزهای پیچیده ای نیاز ندارند. آنها به ارتباط نیاز دارند. بازی یکی از طبیعیترین راهها برای یادگیری، کاوش و پیوند کودکان با مراقبانشان است. بهترین بخش ماجرا کجاست؟ اینجا که بازی میتواند ساده، خودجوش و از همه مهمتر سرگرمکننده باشد!
قدرت بازی: آنچه بچهها هنگام بازی یاد میگیرند
بازی فقط سرگرمی نیست – بلکه بخش مهمی از رشد کودک است. وقتی کودکان درگیر بازی میشوند، مهارتهای بنیادی را ایجاد میکنند که رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی آنها را شکل میدهد. در اینجا چند درس ضروری که بچهها از طریق بازی میآموزند، آورده شده است:
حل مسئله و تفکر انتقادی – فهمیدن چگونگی ساخت یک برج بلوکی محکم یا پیمایش یک ماجراجویی خیالی به کودکان کمک میکند تا مهارتهای حل مسئله را توسعه دهند. بازی خلاقیت را پرورش میدهد و بچهها را تشویق میکند که خارج از چارچوب فکر کنند.
زبان و ارتباط – چه در حال بازی «رستوران» و گرفتن سفارش شما باشند و چه با عروسکهای عروسکی داستان بسازند، بچهها از طریق بازی دایره لغات، ساختار جمله و مهارتهای داستانسرایی خود را میسازند. مثلا ست اسباب بازی آشپزی و خانه داری واقعا می تواند ارتباط کودک تان را با شما تقویت کند.
مهارتهای اجتماعی-عاطفی – نوبتگیری، صبر، همدلی و حل تعارض، همگی زمانی که بچهها با دیگران تعامل میکنند، به کار میآیند. حتی بازی انفرادی به کودکان کمک میکند تا احساسات را پردازش کرده و خودتنظیمی را تمرین کنند.
مهارتهای حرکتی ظریف و درشت – از حل لگو و چیدن بلوکها گرفته تا دویدن در یک مسیر با مانع در حیاط خلوت، انواع مختلف بازی، هماهنگی، مهارت و رشد عضلات را تقویت میکند.
اعتماد به نفس و استقلال – بازی به کودکان اجازه میدهد تا انتخاب کنند، ریسک کنند و احساس موفقیت کنند و عزت نفس خود را افزایش دهند.
همانطور که روانشناس ژان پیاژه گفته است: «بازی، کارِ دوران کودکی است.» از طریق بازی است که کودکان دنیای خود را کشف میکنند، مهارتهای جدید را توسعه میدهند و احساسات خود را به روشهایی که ممکن است در غیر این صورت نتوانند بیان کنند، ابراز میکنند.
نقش رهبری: بازی به عنوان دریچهای به دنیای فرزندتان!
بسیاری از والدین برای «هدایت» بازی تحت فشار هستند، اما عقب نشینی و اجازه دادن به فرزندتان برای اینکه رهبری را بر عهده بگیرد، میتواند فوقالعاده کمک کننده باشد. کودکان از بازی به عنوان راهی برای ابراز احساسات، غلبه بر چالشها و بیان نیازهایشان استفاده میکنند. والدین با مشاهده و پیروی از رهبری آنها میتوانند به بینش عمیقی از آنچه در ذهن فرزندشان میگذرد، دست یابند.
گری لندرث، یک درمانگر بازی مشهور، زمانی گفت: «اسباببازیها کلمات کودکان هستند و بازی زبان آنهاست.» وقتی با فرزندتان بازی میکنید، اساساً وارد دنیای آنها میشوید – دنیایی که تخیل، احساسات و افکار آنها در مرکز توجه قرار میگیرد. اگر آنها مطب پزشک را راه اندازی کنند و به حیوان عروسکی خود دارو تزریق کنند، ممکن است علائق شان در همین زمینه باشد. اگر آنها به بازی «هیولا زیر تخت» ادامه دهند، ممکن است در حال غلبه بر ترس از تاریکی باشند.
با دقت کردن به نشانههایی که فرزندتان در طول بازی میدهد، میتوانید:
- احساساتی را که ممکن است نتواند به زبان بیاورد، تشخیص دهید.
- علایق آنها و آنچه آنها را هیجانزده میکند را درک کنید.
- با تأیید ایدههایشان، اعتماد به نفس آنها را تقویت کنید.
- به شیوهای غیرمداخلهگرانه، پشتیبانی و راهنمایی ارائه دهید.
سه راه سرگرمکننده و ساده برای بازی با کودک
خبر خوب این است که برای انجام دادن بازی معنادار با فرزندتان، نیازی به اسباببازیهای گرانقیمت یا چیدمانهای پیچیده ندارید. در اینجا سه راه ساده برای بازی و در عین حال ایجاد فرصتهای یادگیری ارزشمند آورده شده است:
1. بازی وانمودی: جادوی وانمود کردن (سنین 3 تا 5 سال)
فعالیت: یک آشپزخانه، فروشگاه مواد غذایی یا مهمانی چای خیالی با وسایل روزمره خانه ترتیب دهید.
این بازی چه کمکی به فرزندتان میکند: بازی وانمودی خلاقیت، حل مسئله و توسعه زبان را تقویت میکند. همچنین به بچهها اجازه میدهد تا نقشآفرینی کنند و تجربیات دنیای واقعی را به روشی ایمن و تخیلی پردازش کنند.
لحظات آموزش:
از فرزندتان بخواهید که یک وعده غذایی “بپزد” و مواد تشکیلدهندهای را که استفاده میکند، توصیف کند.
تمرین شمارش (مثلاً “میتوانی سه سیب به من بدهی؟”). درباره گروههای غذایی، رنگها و بافتهای مختلف صحبت کنید.
با گفتن «لطفاً» و «متشکرم» ادب را تقویت کنید.
۲. بازیهای تختهای و بازیهای کارتی: یادگیری از طریق بازی (سنین ۶ تا ۱۰ سال)
فعالیت: یک بازی تختهای ساده مانند Candy Land، Uno یا Connect 4 انجام دهید.
چگونه کمک میکند: بازیهای تختهای نوبتگیری، استراتژی، صبر و روحیه ورزشکاری را آموزش میدهند. آنها همچنین مهارتهای پایه ریاضی، خواندن و تفکر منطقی را تقویت میکنند.
لحظات آموزشی:
تمرین شمارش فضاها و خواندن دستورالعملها.
درباره انتخابهای استراتژیک صحبت کنید (مثلاً «برنامه شما برای حرکت بعدیتان چیست؟»).
با جشن گرفتن بردها و مدیریت مودبانه باختها، روحیه ورزشکاری خوبی را الگو قرار دهید.
۳. کاوش در فضای باز: یادگیری در طبیعت (سنین ۳ تا ۱۰ سال)
فعالیت: پیادهروی در طبیعت. به دنبال انواع مختلف برگها، حشرات یا پرندگان باشید.
این بازی چه کمکی به فرزندتان میکند: بازی در فضای باز تجربیات حسی، رشد فیزیکی و مهارتهای مشاهدهای را افزایش میدهد. همچنین به کودکان کمک میکند تا قدردانی خود را از طبیعت افزایش دهند.
لحظات آموزشی
از فرزندتان بخواهید آنچه را که میبیند، میشنود و بو میکند توصیف کند.
مفاهیم ساده علمی را معرفی کنید (مثلاً «چرا برگها در پاییز تغییر رنگ میدهند؟»).
درباره مراقبت از محیط زیست با جمعآوری زباله یا احترام به حیات وحش صحبت کنید.
بازی به عنوان یک تجربه یادگیری و پیوند
بازی فقط در مورد یادگیری کودکان نیست – بلکه فرصتی برای والدین نیز هست تا درباره فرزندشان بیاموزند. مشارکت در بازی به فرزندتان نشان میدهد که برای علایق او ارزش قائل هستید، رابطهتان را تقویت میکند و به شما یادآوری میکند که خودتان هم کمی تفریح کنید!
فرد راجرز زمانی گفت: «اغلب از بازی طوری صحبت میشود که انگار تسکینی برای یادگیری جدی است. اما برای کودکان، بازی یادگیری جدی است.» با وقت گذاشتن برای بازی با فرزندتان، نه تنها به او آموزش میدهید، بلکه از او یاد میگیرید.
در این مقاله بهترین راه های بازی با فرزندتان را دیدید. بنابراین، دفعه بعد که فرزندتان از شما میخواهد در یک بازی تخیلی یا ساختن قلعهای از کوسنهای مبل به او بپیوندید، به او بله بگویید. نه به این خاطر که مجبورید—بلکه به این دلیل که این لحظات سادهی بازی، دنیای آنها (و دنیای شما) را به زیباترین شکل ممکن شکل میدهد.
امتیاز 0.00 از 0 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!